پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٧
چراکه مردمان و بزرگاني کريم و بزرگ منش، خاضع و متواضع داشته و دارد، اما به عمد و از سر تواضع و فروتني، ترجمان حال خودشان را اجازه ندادند تا در تاريخ ثبت شود.
آيت الله سيّد مرتضي نجومي کرمانشاهی با شيفتگي و شيدايي کامل،کرمانشاه را شهر مظلوم، شهر خضوع و خشوع مينامد و در اين زمينه ميگويد:
من نميدانم در خاک اين شهر چه رازي نهفته است که مردماني بدين گونه خاضع و متواضع دارد، چه مردماني کريم و بزرگ منش که به راستي شرح و قضاياي بزرگواري و انسانيت آنها خود کتابي مفصّل ميطلبد، اين همه بزرگان داشته است و از تواضع و فروتني در تاريخ و ضبط حال خود و شرح حال بزرگان خود هم بينهايت متواضع بوده است؛ بسا بزرگاني که به عمد حتّي ترجمان حال خودشان را اجازه ندادند تا در تاريخ ثبت شود و از سرتواضع ميگفتند که ما را چه قابليت است.
مرحوم آيت الله سيّد شهاب الدّين نجفي مرعشي که گستره معلومات و بزرگي فضل ايشان معهود اهل تحقيق است، چند سالي[١] را در کرمانشاه در محضر آيت الله مرحوم حاج شيخ حسن علاّمي تلمّذ نموده است ؛ پس از زمان تحصيل، در نامه به يکي از بزرگان نجف چنين مينگارد:
من- مرعشي نجفي- در کرمانشاه به شخصيتي برخوردم که به جرأت در هيچ کدام از مراکز علمي و حوزههاي ديني، تا اين تاريخ چنين بزرگ مرد محقّق و نابغهاي عجيب در فکر و تحقيق نديدهام.
[١]. بنظر ميرسد عبارت « چندسالی» سهواللسان و یا ا شتباه چاپی باشد،« مدت کوتاهی» درست است. [ نگارنده ].