پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٨
مرحوم آيتالله آملي آقاي حاج ميرزا هاشم ـ لاريجاني ـ ميفرمودند: که من از مرحوم محقّق عراقي، آقا ضياء الدين محقّق و مدرّس عالي مقام و بيمانند نجف اشرف مکرّر شنيدم که ميفرمود: من افتخار ميکنم شاگردي، مثل علامي داشتهام.
همشهريان عزيز و محترم آگاهند، پدرم رحمه الله عليه از خوشنويسان بنام و به راستي که نيريزي عصر بود. چه قطعههاي شيريني و چه مشقهايي، گهگاه از درج نام خود در ذيل آثارشان خود داري مينمود. در پاسخ به اصرار دوستان که چرا اين قطعات زيباي خوشنويسي را به نام خودتان امضاء نميکنيد، ميفرمودند: خط مرا چه قابليت است.
و همچنين است شرح حال بزرگان و علما .
راز شگفت اين همه تواضع وسخاوت در چه چيز نهفته است؟
اين روش و منشِ سلوک و رفتاري مردم کرمانشاه ريشه درکجا دارد؟ اين روش ومنش از برکت ولايت و عشق و شيفتگي به خاندان عصمت و طهارت و کربلاست.
شهر من، شهر ولايت و شهر عشق و شيفتگي به خاندان نبوّت و ولايت بوده است و خواهد بود، و پر بيجا نبود که به " دروازه کربلا" معروف بود.
پيرمردي از قم براي من نقل ميکرد:
در ايامي که با قافله به کربلا ميرفتم يک روز در بازار کرمانشاه ديدم بين چند نفر از مردم آن سامان بر سر پذيرايي از ما، اختلاف نظر تا حدّ اوقات تلخي پيش آمده است و هر کدام از بندگان، اصرار ميورزيدند که به منزل آنها برويم. يکي به ديگري ميگفت که تو ديشب چند نفر زائر را به خانه بردهاي و ما محروم بودهايم، اجازه ده امشب ما پذيراي زوار باشيم،