پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٢٩
شهري است کوچک که هوايش معتدل و آبش فراوان و انتفاعش، غله و ميوه و اندکي انگور باشد و مردم آن جا بهتر از ديگر مواضع باشد .[١]
اين شهر در زمان تيمور همچنان آباد بود و تيمور پس از تصرف، آنجا را لشکرگاه خود قرار داده است.
گاي لسترنج در« جغرافياي سرزمينهاي خلافت شرقي »، به نقل از شرف الدين علي يزدي مورخ عصر تيموري ميگويد:
تيمور، ساخلويي از لشکريان خود را در آنجا مستقر ساخته بود.[٢]
کرمانشاه در عهد فروپاشي قدرت تيموريان، پس ازکشمکشهاي متعددي که بين امراي محلي و جانشينان تيمور رخ داد، در دورهي اقتدار امراي قراقويونلو، همراه با همدان و بخشي از لرستان، به حوزهي اقتدار علي شکر بيگ از طايفهي قراقويونلوها درآمد و از آن زمان، جزيي از قلمرو وي شد،که در منابع از آن تحت عنوان قلمر وي« علي شکر » ياد کردهاند.
با ظهور صفويان و شروع جنگها و منازعات طولاني مدت آنان با دولت عثماني، کرمانشاه بارها به وسيلهي لشکرکشيهاي فرمانروايان ايراني و عثماني دست به دست شد، ولي همواره بخشي از قلمرو ايران باقي ماند و دولت صفويه براي تقويت مرزهاي غربي کشور، علاوه بر ايجاد چند والي نشين در مرزهاي غربي ـ چون والي آذربايجان، والي کردستان، والي لرستان و والي خوزستان ـ اختيارات جنگي و نظامي نيز به اين واليان داد.
[١]. همان .
[٢]. گای لسترنج، همان: ٢٠٤.