پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٤٤
و اموالي را که به عنوان تکدّي و حرام از عوام کالانعام اخذ نمودهاند، چون مجهولالمالک است، بر فقرا قسمت نمايند.
خصوصاً نسبت به بلدهي طهران و حوالي آن، و بعضي را از همدان به رکاب ظفر انتساب براي تأديب و تنبيه اولوالالباب طلبيده، در آن بين مهدي ضالّ و تقي شقي کرمانين (منظور مظفر علي شاه و معطر علي شاه است) در معرض خطاب عتاب درآمده، مهدي ضالّ خسران مال به وساطت ضرب و عقاب به دارالعذاب جحيم رسيد و از زقوم حميم چشيد و تقي شقي را با کُند دو شاخه مغلوله - غلّت ايديهم و لُعنوا بما قالوا - ، با فرماني نزد قاصر ارسال، که تا بحال در اين محال محبوس و هنوز چون معبود مطرود مردودش به معراج نرفته و از بيقيدي نگريخته ! و بعد از ورود آن مردود، قاصر بعضي را روانه بلدهي زهاب كه مقر رأس و رئيس ذويالاذناب - اعني مستحق لعن ازلي نورعلي وجهه بود- نمود ، که شايد آن لعين مانند معبود خرس به تلّه مخلص افتد و او بعد از اطلاع از آنجا فرار بر قرار اختيار و از تقديرات و تدبيرات مستحسنه راه آن گمراه به بلدهي موصل متصل گشته به مضمون« هركه گريزد ز خرابات شاه » در موصل به مرض طاعون به درک نيران واصل گشت.
و به هدايت و رفاقت مهدي ضال بذر حرمان در اماني و آمال خود كِشت، و چون امر آن دو خس ناكس در نظر اشرار از غرايب، و از براي اخيار از رغايب بود، و نظر به مضمون صدق مقرون لكل ثان ثالث، در آخر همان سال فرخنده فال سعادت اشتمال شخصي ديگر، که به حسب ظاهر در باطن رفيق آن دو نفر بود، شرط رفاقت بجا آورده، در هلاکت دنيوي با آنها موافقت نمود ... .[١]
[١] . بهبهاني،آقا محمد علي، همان: ٥٠١/٢.