پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٨٨
بهبهانی هیچگونه تعامل و همکاری با سلاطین معاصر خود نداشته است.[١]
البته شهرت علمی وحید بهبهانی، سلاطین وقت را به ایجاد مراوده با وی به تلاش وا میداشت، لیکن خصوصیات اخلاقی[٢] و روحیه غیر سیاسی وی آنها را در تلاش خود ناکام میگذاشت.
برای نمونه، در این دوره حاکم وقت، قرآنی نفیس که به خط میرزای نیریزی ( یکی از خطاطان مشهور)، کتابت شده بود و جلد آن با انواع سنگهای قیمتی مانند یاقوت، الماس و زبرجد آراسته شده بود، به رسم هدیه برای ایشان فرستاد، لیکن ایشان از قبول آن امتناع ورزید.[٣]
[١] . درکتاب «وحید بهبهانی»که به تفصیل و با استفاده از منابع متعدد به تاریخ زندگانی علامه وحید بهبهانی پرداخته و نیز درکتابهای «فقهای نامدار شیعه» و «تاریخ ادبیات ایران» از مراودات وی با پادشاهان معاصر هیچ سخنی به میان نیامده است.
[٢] . معروف است که علامه وحید بهبهانی ازکسی هدیه قبول نمیکرد و چه بسا افراد برای قبولاندن هدایای خود به ایشان، متوسل به شاگردان او و شفاعت آنها نزد او میشدند. درباره این خصوصیت اخلاقی وحید بهبهانی داستان جالبی از سوی یکی از شاگردان وی نقل شده است. نک: دوانی، علی، وحید بهبهانی:١٤٢ .
[٣] . عکسالعمل وحید بهبهانی در عدم پذیرش هدیه سلطانی بسیار جالب توجه است. یکی از شاگردان وحید بهبهانی که خود ناظر و شاهد قضیه و نیز همراه با هیئت ارسالی سلطان بوده است، میگوید:
چون با آن قرآن به در خانه آقا آمدیم و در زدیم، ایشان خود در را باز کرد در حالی که آستیناش بالا بود و قلم در دست داشت پرسید: چکار دارید.گفتیم: حضرت سلطان، قرآنی برای شما فرستادهاند. نگاهی به قرآن انداخت و فرمود: این زیورها و دانهها چیست که بر جلد قرآن نصب شده است.گفتیم: دانههای گران بهاست که جلد قرآن را با آنها مُرَصَّع کردهاند. فرمود: چه جهت دارد که کلام الله را چنین کنند تا باعث حبس و تعطیل آن شود. این دانه را جدا کنید و بفروشید و بهای آن را به فقرا بدهید. عرض کردیم: این قرآن به خط میرزای نیریزی است و بهای زیادی دارد، قبول فرمایید. فرمود: هرکس قرآن را آورده است نزد خود نگاه دارد و پیوسته از روی آن تلاوت کند. این سخن را گفت و در خانه را بست و رفت و ما برگشتیم . نک: دوانی، علی، وحید بهبهانی: ١٤١ .