پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٨٠
آقا به حدی از این گفته منقلب میشودکه نماز دیگر، نخوانده به منزل میرود، و بدون درنگ عازم عتبات میشود و برای همیشه بهبهان را ترک میگوید. تا مبادا بر اثر این گونه اعمال سفیهانهی مریدان نادان، رنگ ریا و تعلّقات جسمانی بر لوح دل و روح پاک و بزرگش بنشیند و او را از مقام والای معنوی به حضیض دنائت و پستی و جاهطلبی تنزل دهد.
و حتی درختی است در بیرون شهر بهبهان که میگویند آقا نماز دیگر را زیر آن درخت گذارده و بدون اطلاع مردم رهسپار عتبات میشود، گر چه این معنی با مقام قدس وتقوی و زهد و معنویت آقا کاملاً مناسبت دارد. ولی به نظر ما قسمت اخیر این قصه ، چندان با واقع وفق نمیدهد. زیرا طبق نوشته شیخ ابوعلی و زنوزی و آقا احمد و دیگران، آقا محمد علی فرزند آقا و برادران و بستگان آقا، همه در بهبهان خدمت آقا بوده و همه با آقا از بهبهان مهاجرت به کربلا نمودهاند، بنا براین چطور میشود آقا تنها و بدون سر و صدا از شهر خارج شود. به طوری که یک نمازش را زیر درخت کذایی بگذارد؟
اما چون این مسأله از دیر زمانی در محل، شهرت گرفته و به تواتر رسیده است، میتوان گفت آقا قبلاً در اندیشه تشرّف به عتبات و هجرت از بهبهان بوده است و این قضیه باعث میشود که یکباره تصمیم خود را به مرحلهی عمل در آورد. و به هر تقدیر که بوده، آقا به سال ١١٥٩ به اتفاق تمام فامیل و بستگانش بهبهان را به قصد عتبات عالیات ترک میگوید.[١]
خلاصه آن بزرگمرد پس از اینکه سی سال از بهترین سال های عمر پر برکتش را در آن دیار به سر برد و بساط اخباریگری را برای همیشه از منطقه جمع نمود و اعتقادات وکردار مردم را در مسیر درست قرار داد و
[١] . آل آقا، نظام الدين، همان: ٢٥.