پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٧٢
خیر الحاج حاجی رحمت الله علیه ساکن آن شهر را که والده نور چشمی محمد ابراهیم است نکاح کردم.
حمله وهابی ها به کربلا
در این ایام خبر استیلای وهابی ها به کربلای معلّی و قتل و غارت آن بلده طیبه رسید. مجمل این احوال آن است که مقدّسین و اهالی آن بلده ( کربلا ) در سنه ١١١٦ به جهت زیارت عید غدیر به عتبه بوسی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام رفتند و در آن شهر مردان مجتمع نبودند.
سعود نامسعود ( رئیس فرقه وهابی ) چون بر این معنی مطلع شد برآن بلده طیبه شبیخون آورده، در ماه ذیالحجه در روز عید غدیر که به تهیه زیارت و عید مشغول بودند، قلعه را محاصره کرده، سپاه ضلات دستگاه دروازه حصار را شکسته و از اطراف نیز داخل شهر شده و شروع به قتل و نهب کردند. چنانکه تقریباً سه هزار کس از مقدسین و مجاورین و زوار به درجه شهادت رسیدند. و خرابی بسیار به قبه مبارکه و حرم محترم خامس آل عبا و سرور مظلومان و خانههای مجاورین رسانیدند و در وقت زوال بدون باعث و سبب ظاهری به سمت موطن خود که « درعیه » است رفتند.
بعد از سانحه کربلا عباد العزیز سعود کشته شد و پسرش صاحب مسند شده است.
سپس آقا احمد شرحی درباره عقاید وهابی بیان داشته، آنگاه بقیه شرح حال خود را از سال ١٢١٦ مفصلاً مینگارد که مختصر آن بدین قرار است:
خبرتسلّط یافتن ایشان برحرم خامس آل عبا در عشر اول محرم الحرام رسید، نهایت اضطراب و تشویق حاصل شد. در پانزدهم آن ماه به جهت حرکت دادن عیال از نجف اشرف روانه عتبات شدیم.