پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٧١
و از حضار آن مجلس بودند عالی جناب آقا سیّد محمد رضا سابق الذکر( پسر بحرالعلوم ) و آقا محمد تقی خاله زاده من ( آقا شیخ محمد تقی اصفهانی صاحب حاشیه) و میرزا رحیم خلف میرزا تقی قاضی تبریز و سیّد ابوالقاسم معروف به سیّد میرزا خلف آقا سیّد حسین نهاوندی و شیخ موسی خلف و شیخ محمد علی و شیخ محمد بن شیخ صادق و آقا محمد علی خلف مرحوم آقا باقر هزار جریبی و آقا محمد بن آقا کمال و غیر ایشان که همه از فضلای نامدار و علمای فضیلت شعارند.
در این اوان، آوازه آمدن سپاه ضلالت دستگاه جماعت وهابی عجب شور و فتوری در دل های مجاورین انداخت. مدت چهار ماه، شب ها به قلعه مبارکه میرفتیم و تا صبح به کشیک و محافظت مشغول میشدیم. استاد جناب شیخ با جماعت طلبه عرب درسمت خود میبودند، و من با جماعت طلبه عجم در مقام زینالعابدین کشیک میدادیم.
چون خوف شدید شد و زنان را طاقت تحمل آن نبود، صبیه خاله (همسرم) با والدین و اخوین خود ( آقا شیخ محمد تقی اصفهانی صاحب حاشیه و صاحب فصول ) به کربلای معلّی رفتند و من در نجف اشرف ماندم و بعد از رفع خوف معاودت کردند؛ فرزند محمد باقر در آن سانحه درکربلای معلّی فوت شد.
در سنه ١٢١٥ برادر نامدار و والا تبار ( آقا محمد جعفر ) با عیال و متعلقان به عتبات عالیات مشرّف شدند و چند ماه درکربلای معلّی توقف کردند.
این فقیر را شوق دریافت فیض حضور والد ماجد گریبان گیر نشد و در بلده کاظمین به ایشان ملحق و به اتفاق روانه به سمت مقصود شدیم.
بعد از یکی دو ماه از خدمتش استیذان معاودت نمودم، فرمودند تا پایان رجب توقف باید کرد.
مکرر میفرمود در ماه رجب سانحه عظیم به این شهر روی داده خواهد شد. در اوایل آن ماه ، مرض ذکام عارض ذات اقدسش شد و بالاخره مبتلا به اسهال گردید و به رحمت ایزدی پیوست.
بعد از صدور این سانحه عظمی اراده معاودت به نجف اشرف کردم، برادر نامدار منع فرمود ، حسب الحکم توقف کردم و به مطالعه و مباحثه رسمی مشغول و اصلاً خاطر مایل به توقف نبود و به جهت تمشیت امور، دختر