پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٤١
فرمود: شاه ! فروع دين چند است؟ عاجز شد !
بعد از آن، فرمود: ارکان نماز چند است،گفت: هفده !
بعد ازآن؛ بچهي بيريش خوشگلي داشت، هر چه از او تحقيق فرمودند،گفت: هرچه شاه هست؛ من هم همانم، اگر شاه را ميکُشيد،اول مرا بکشيد !
و همان حاجي که او را ميشناخت، ميگفت: اين شاه يعني معصومعلي را در شيراز، در يکي از تکاياي درويشان ديده بودم و بي ريش[١] بود، به سبب افعال قبيحه که از او ديدند ...
به هر حال چند روز ديگر در کرمانشاه محبوس بود، تا اينکه هر چند خواستند توبه نمايد، توبه ننمود و باز در خفيّه به اغواي مردمان مشغول بود، تا از همدان مريدان او آمدند به داد و فرياد ،که او را خلاص نمايند و به همدان برده، مذهب باطل خود را رواج دهند. آن جناب ( آقا محمد علي ) لابد و ناچار شد، روح او را به درک فرستاد و جسد او را به آب انداختند تا عالم از شرّ او در امان باشد.[٢]
بعد از قتل معصومعلي شاه، چنانکه در تاريخ (جان ملکم انگليسي) آمده و از خيراتيه نيز استفاده ميشود، نورعليشاه مشغول توطئه گرديد، تا بر آقا محمد علي شوريده و با قتل وي، خود و صوفيه را از خطر حتمي که در پيش داشتند نجات دهد، ولي آقا محمدعلي به وي مهلت نداد و خود براي
[١] . گويا با نورعلي شاه اشتباه شده است.
[٢] . همان: ١٨٤. براي آگاهی از اقوال مختلف درباره قتل معصومعلي شاه به امرآقا محمد علي نک: معصومعلي شاه، طرائق الحقايق: ١٧٤/٣ ؛ حبيبآبادي، محمدعلي، مکارمالآثار: ٤٠٦/٢ ؛ هدايت، رضاقلي، تذکره رياض العارفين: ٥٦١ ؛ جان ملکم(ترجمه اسماعيل حيرت)، تاريخ ايران: ٢١٥/٢ ؛ شيرواني، زينالعابدين، سياحت نامه: ٨٣٤ .