پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٤٠
چنانکه به چشم خود ديدم اصل مرشد و سردستهي آن گروه فسقه يعني جماعت صوفيه را،که همگي از کوچک و بزرگ اين طايفه، او را مرشد و واجبالاطاعه خود ميدانستند، آن بدبخت فاجر فاسق معصومعلي شاه بود، در سالي که آمده بود به کرمانشاهان که برود در همدان، که تبعهي او بسيار بود، خروج نمايد و چند روز در کرمانشاهان ماند؛ مانند شيطان به اغواي خاص و عام مردمان در خفيّه مشغول بود، و فوج فوج دست بيعت به او ميدادند که ناگاه شخصي از اعاظم حاجي هاي اهل شيراز که او را در شيراز و اصفهان ديده و ميشناخت و از افعال قبيحه و اخلاق رذيله و اوصاف شنيعه او مطلع و مستحضر بود، فوراً خبر به جناب جنّت مکان طوبي آشيان جناب آقا محمد علي داده و فرستاده، او را حاضر نمودند.
خدا ميداند شارب او از ريش نجس او بلندتر و ناخن او چون ناخن خوک، و صورت او چون صورت بي نمازان تيره و سياه، و گوش او مانند گوش سگان بريده بود و سر اصلا نتراشيده و مشخص و معلوم بود که احدي از سنت هاي پيغمبر صلی الله علیه وآله در جميع عمر مرتکب نشده بود.
و با وجود اين، اسم شاه و مرشد بر خود بسته، مريدان او را مرشد مطلق و شاه نا مقيّد خطاب مينمودند و واجبالاطاعه ميدانستند، و قائل بودند که شب و روزي چندين دفعه واصل ميشود و عروج به آسمان مينمايد ! !
آن جناب معلا مکان طوبي آشيان « يعني آقا محمد علي » به آن سرکرده و مرشد فاسقان و فاجران و منافقان( اعني؛ جماعت فسقه و گروه طاغيهي صوفيه) خطاب فرمودند:
شاه اصول دين چند است؟ گفت شش!
فرمود اول؟ گفت: توحيد، دليل از او پرسيد، عاجز شد، و همچنين دليل عدل را از او تحقيق فرمود، عاجز شد.