پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٣٢
من البدايه الي النهايه » ملحوظ و از عبارات بلاغت آياتش بلا نهايت محظوظ گرديده و در باب برهم زدن دين و جرس هرزه داري قافله شياطين، مجهول گمراه معصومعلي شاه لعنه الله عليه که به مضمون: بر عکس نهند، نام زنگي کافور ! به علت کور سوادي مريدان بي شعور آن مأثوم، به اين اسم مرسوم گرديده، شرحي مبسوط مرقوم خامه عنبرين شمامه شده بود.
بديهي است که آن ملعون و امثال او، اگر چه در ظاهر از جملهي عُشاق اند، اما در باطن از زمرهي فساق و زراق اند، و از درويشي سواي خرقهي پشمين که کسوت اعتبار آن گروه بدآيين ميباشد، ديگر اسبابي ندارند و از اين معني غافلندکه:
اگر ازخرقه کس درويش بودي رئيس پشم پوشان ميش بـــودي
و مخلص را به هيچ وجه منالوجوه ارتباطي با آنها نبوده و نخواهد بود و اگر چه قبل از آنکه معرفت اين بيمعرفت را حاصل نموده باشد، نظر به استماع همين مطلب که سيّدي در آن سامان بدون جهت، مورد اهانت و اذيت گرديده، شرحي در باب رفع اهانت او بنا بر مضمون« الصالحونلله و الطالحون لي » نوشته بود، لکن در اين اوان از قرار نميقه انيقه، علم قطعي حاصل شده که آن بد آيين، مخرّب اساس دين مبين ميباشد و مصداق « شير را بچه همي ماند بدو » سيادت او محل تأمل و اشکال، بلکه در نزد عقلاء ممتنع و محال است، در اين صورت لزوم اهانت او و قيد و حبس او بر مؤمنين واجب و متحتّم ميباشد.
و علاوه بر اين نظر به ملاحظه شروحي که عالي جنابان فضلاي عظام و علماي ذويالعزّ و الاحترام و مجتهدين اماکن،کروبيان مقام، در باب وضوح عقايد آن بيايمان رقم زد، خامهي بيان نموده بودند، طرد و لعن او منشأ