پرچمدار معارف علوي در عصر قاجار؛ زندگي آقا محمد علي کرمانشاهي - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٣١
اين مختصرات ميسور نميشود، بلکه خامهي هزار زبان را در محفل بيان اظهار؛ عشري از اعشار آن مقدور نيست، و چنانکه خواهدکه مجمل آن را معروض دارد، حقيقت مفهومات خود را عرض نکرده خواهد بود، باري از بابت « مالايدرک کلّه لا يترک کلّه» به نگارش همين قدر؛ اکتفا مينمايدکه آنچه مخلص مشاهده کرده و به آن متيقَن ميباشم، ايشان را رفتار مخالف گفتار و مقصد اقصي تحصيل اعتبار در دنياي بياعتبار است،و با مظنهي تحصيل اين مطلب و مرام ؛ کفر و اسلام و حلال و حرام در نظر همتشان يکسان،و مشکلات شرعيه و عقليه در نظر شهوتشان آسان، اعاذنا الله و جميع المسلمين من شرور انفسهم، خلاصه چه عرض کنم.
گرنويسم شرح اين، بيحد شود مثنوي هفتاد مـن کاغـــذ شــود
انشاءالله العزيز، اگر حيات وفا کند در حين حضور معروض خواهد شد، مستدعي است که همواره از صدور تعليقات مخلصان را سرافراز فرمايند، ميرزا محمد رضا اصفهاني کاتب فارسي.
پس از ملاحظه نامه آقا محمد علي و استشهادات مزبور، حاجي ابراهيم شيرازي (صدر اعظم ) از طريقه صوفيه تبرّي جست و با احترام و تعظيم بسيار به مجتهد کرمانشاه، رأي او را در حبس و تکفير معصومعلي شاه تأييد کرد.[١]
جوابيه حاج ابراهيم شيرازي به آقا محمد علي
به ذروه عرض عالي میرساند که رقیمه التفات ترجمه در زمانی سعید و اوانی چون صبح عید ارزاني داشته، نشر روايح دوستي و تعطير بزم يک جهتي نموده، شرحي به فرزند سعادتمند ميرزا بزرگ قلمي داشته بودند «
[١] . بهبهاني،آقا محمد علي، همان: ١٣٤- ١٣٦ /١؛ دواني، علي، وحيد بهبهاني: ٣٠٧.