در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٠
مفهومى كه بر اساس آن، پيامبران به سبب اعمالشان كيفر مىشوند. حال اگر «نهى» را «ارشادى» بدانيم، ديگر براى مدّعيان امكان صدور گناه از پيامبران، دليلى نمىماند.
وانگهى، اينكه هر استغفارى، ناشى از گناه باشد، ديدگاه درستى نيست بلكه- چنان كه بيان شد- ممكن است استغفار، دلايل ديگرى نيز داشته باشد. در مورد توبه و ظلم نيز همين امر صادق است.
ديگر اينكه: «عصمت»، مقولهاى است جداى از عدالت؛ زيرا ممكن است از انسان عادل خطا و گناه سر بزند و ممكن است سر نزند؛ زيرا مقتضى خطا و لغزش و گناه، در او موجود است؛ بنابراين، اگر انسان عادل، مرتكب گناه شده سپس توبه كند، به عدالت خود باز مىگردد، امّا انسان معصوم، هرگز تن به فعل قبيح نمىدهد و بدان دست نمى آلايد و فراتر از اين، هرگز گناه را از خاطر نيز نمىگذراند؛ زيرا مقتضى گناه، در معصوم وجود ندارد.
سخن آخر اينكه: تمام ادلّهاى كه «عصمت پيامبر (عليهما السلام)» را ثابت مىكند، امامان عليهم السلام را نيز در بر مى گيرد، البتّه بايد ادلّه خاصّى كه قرآن كريم و احاديث شريف بر عصمت آنان آورده بدان افزود؛ مانند: آيه تطهير، حديث ثقلين و جز آن.
وآخر دعوانا ان الحمد لله ربّ العالمين.