در مكتب اهل بيت
(١)
سخن مجمع
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
گفتارى پيرامون عصمت، بايسته نبوت و امامت
٢١ ص
(٤)
نخست معناى عصمت در لغت و اصطلاح
٢٥ ص
(٥)
دوم نقطه اختلاف دو مكتب در مبحث امامت
٢٧ ص
(٦)
ديدگاه مكتب اهل بيت عليهم السلام
٢٨ ص
(٧)
ديدگاه ديگر مكتبها پيرامون عصمت
٣١ ص
(٨)
اصحاب حديث
٣١ ص
(٩)
معتزله
٣١ ص
(١٠)
اشاعره
٣٢ ص
(١١)
مكتب اهل بيت عليهم السلام
٣٤ ص
(١٢)
سوم ضرورت عصمت
٣٦ ص
(١٣)
1 - فراخوان به توحيد
٣٦ ص
(١٤)
2 - ابلاغ رسالت
٣٧ ص
(١٥)
3 - تحقق بخشيدن به عدالت
٣٨ ص
(١٦)
4 - مژده و هشدار
٣٩ ص
(١٧)
چهارم عصمت و اختيار
٤٤ ص
(١٨)
پنجم عصمت و عدالت
٤٧ ص
(١٩)
ششم عصيان، استغفار و توبه در زندگى پيامبران عليهم السلام
٤٩ ص
(٢٠)
سهو و فراموشى پيامبر(عليهما السلام)
٥٧ ص
(٢١)
ادله نقلى بر عصمت پيامبران عليهم السلام
٥٩ ص
(٢٢)
هفتم عصمت، بايسته امامت
٦٢ ص
(٢٣)
شريعت پايدار و فراگير
٦٥ ص
(٢٤)
ادله نقلى بر عصمت امامان عليهم السلام
٦٩ ص
(٢٥)
1 - آيه تطهير
٦٩ ص
(٢٦)
2 - آيه مباهله
٧٤ ص
(٢٧)
4 - حديث ثقلين
٨٠ ص
(٢٨)
چكيده سخن
٩٨ ص

در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٨ - سهو و فراموشى پيامبر(عليهما السلام)

كه مى‌خواهد فرزندان خود را از اعمال زشت و نكوهيده باز دارد، لذا بزرگترين فرزند خود را مورد خطاب قرار مى‌دهد، حال آن‌كه مى‌داند اين فرزند، بدكار و زشت كردار نيست و مورد اطمينان وى است، امّا هدف او از اين نحوه بيان، بازايستادن ديگر فرزندان از بدكارى است.

روشن است كه اين شيوه خطابى، شكوهمندترين و مطلوب‌ترين گونه گفتار است؛ زيرا با مخاطب قرار گرفتن فرد مورد اعتماد متكلّم و بازداشتن او از انجام فعل منهى عنه، تأثيرى به مراتب قوى‌تر در ديگران و باز داشتن آنها دارد. وانگهى توجيه و دليل قانع كننده چنين خطابى، با توجّه به علم متكلّم، مبنى بر عدم عصيان مخاطب، قدرت داشتن مخاطب بر نافرمانى و عصيان است، در غير اين صورت، چنين خطابى لغو خواهد بود. ديگر خطابهاى قرآنى، از جمله آيه پيشين، به همين صورت است، لذا علم خداى متعال به عصمت و نزاهت پيامبر (عليهما السلام) وجود ملاك نهى- كه همان قدرت بر مخالفت و معصيت است- اين خطاب را تصحيح كرد و بدين معناست كه: «إياك أعنى و اسمعى يا جارة»؛ زيرا چنان كه گفتيم عصمت، قدرت بر مخالفت و معصيت را از معصوم سلب نمى‌كند.

از اين رو، خداى متعال، پيامبر خود را مخاطب قرار داده از او مى‌خواهد كه از حضور و نشستن در جايى كه به قرآن و دين، بى‌حرمتى مى‌شود، بپرهيزد؛ تا مردم به دليل عدم جواز نشستن در