در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٠ - ششم عصيان، استغفار و توبه در زندگى پيامبران عليهم السلام
تمسّك به اين ايرادها، يعنى صحّت امكان صدور معصيت از پيامبران- كه درود خدا بر آنان باد- بىمعناست.
در قرآن كريم سه دسته «نهى» آمده است:
١- نهى مولوى اى كه الزامى و تحريمى است و مبغوضيّت شديد نزد مولا و مفسده در پى دارد؛ مانند: شرب خمر، ارتكاب زنا، دروغگويى و جز آن كه شارع مقدّس اجازه ارتكاب چنين اعمالى را نداده مرتكب آن را (در صورت عدم بازگشت و توبه) كيفر مىكند.
٢- نهى مولوى اى كه غير الزامى است و اصطلاحاً نهى كراهتى خوانده مىشود كه ملاك نهى از آن، مبغوضيت و مفسده است، امّا آن چنان كه الزامآور باشد، شديد نيست بلكه در آن، رخصت آمده است. مانند كراهت خوردن غذا در حال جنابت و جز آن كه مرتكب آن، در فرمانبردارى از خدا، رخنه و شكافى پديد نياورده و حدود مولويت حضرتش را ناديده نگرفته است، البتّه مرتكب چنين مكروهى، ترك اوْلى مىكند.
٣- نهى ارشادى كه ارتكاب آن، مبغوضيت ندارد و مفسدهاى اخروى در پى نداشته و اصلًا با جهان ديگر و حساب و عقاب، ارتباطى ندارد، امّا در صورت ارتكاب آن، فقط زيانهاى دنيوى و مفاسد آنى بر آن مترتّب است.