گزيدهاى از فقه الآل در كتب اهل سنت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٣ - ١١ - صلاة و سلام فرستادن بر امامان عترت
قاضى ابوالحسن پسر فراء در رئوس مسائل خود گفته است و به همين جواز ابوالحسن بصرى و خصيف و مجاهد و مقاتل بن سليمان و مقاتل بن حيان و جمع كثيرى از اهل تفسير قايل شدهاند و همين قول امام احمد است كه تصريح شده به آن به روايت ابىداود ... و همين قول اسحاق بن راهويه و ابوثور و محمد بن جرير طبرى و غير ايشان است و حكايت كرده است ابوبكر پسر ابى داوود از پدر خود اين قول را و خود ابوالحسن همين فرد قول را پسنديده است و ادلهاى را بر آن اقامه كرده است. تمام شد تعليقه شيخ امين.
نگارنده مىگويد: مىشود جواز سلام و صلاه را بر مؤمنان زنده و مرده به طور مطق تا چه رسد بر امامان آل البيت و يا افراد بزرگوار آنان به دلايل زير ثابت نمود:
اول خداوند متعال: الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ ... (بقره، ١٥٣)
وقتى خداوند صلوات خود را بر آنان بفرستد ما هم چنين كارى مىتوانيم؟ و آيا در صلوات فرستادن گفتن كلمه استرجاع شرط است يا نه مورد بحث است.