جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢ - ٥ پروسه يا پروژه؟
خارجى تقريبا سه برابر شده است.
گفته مىشود به علاوه اين سرمايهگذارى زمينههايى بسيار فراتر ا ساخت كالا و استخراج مواد خام را نيز زير پوشش گرفته است. قلمرو فعاليت سرمايه خارجى هر روز به مقياس وسيعتى، به عرصههايى از قبيل ماليه، اموال غير منقول، بيمه، تبليغات بازرگانى و وسايل ارتباط جمعى، گسترش يافته است.
در واقع در كشورهاى پيرامونى و حاشيهاى، سرمايه خارجى وسيعتر و عميقتر از هر زمان ديگرى در گذشته، رخنه كرده است.[١]
بين سالهاى ١٩٨٣ و ١٩٨٩ جريانهاى خارجى سرمايهگذارى مستقيم، به سوى كشورهاى ديگر، سالانه حدود ٢٩ درصد افزايش يافته است.
پيشرفت تكنالوژى نظامى از ديگر پشتوانههاى مهم جهانى شدن است.
كه در حمله به كشور ما عليه القاعده و طالبان و نيز تهاجم به عراق نقش آن آشكار گرديد. و انترنت كه قسمت عمده آن در اختيار كشورهاى غربى است جهانى بودن غربى را در بعد انتقال فرهنگ و فراوردههاى ديگر به نمايش گذاشته است.
سخن اخير اين كه جهانىسازى به منظور حفظ دين و دنياى مسلمانان جزء واجبات كفايى عمده شرعى بر انديشمندان و خصوصا بر حكومتهاى سرزمينهاى اسلامى به حساب مىآيد. و اللّه الموافق.
[١] - جهانى شدن با كدام هدف، به قلم هرى مگداف، ص ٨٦