جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٧ - ١٤ - اسلام دين فطرى انسانها
اللَّهِ، به سوى دين رهسپار شو كه فطرت خداونديست كه مردم را بر آن فطرت آفريده است و احاديث زيادى وارد شده كه مراد فطرى بودن توحيد است. (خداجويى و خداپرستى).
ليس منا من ترك دنياه لاخرته و لا آخرته لدنياه
از ما نيست كسى كه دنيا را براى آخرت و يا آخرت را براى دنيا ترك كند. يعنى بايد هر دو را داشته باشد. (تعديل روحانيت و ماديت)
لا رهبانية فى الاسلام
در اسلام ترك دنيا براى عبادت نيامده است.
براى دنياى خود چنان باش كه گويا هميشه زنده مىباشى. و براى آخرت خود چنان باش و طورى كار كن كه گويا فردا مىميرى.
(كن لدنياك كأنك تعيش ابدا و كن لاخرتيك كأنك تموت غدا)
خوب در اين جمله طلايى دقت كنيد كه چگونه بين دنيا و آخرت جمع مىكند.
- فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ. نكاح كنيد از زنانيكه براىتان پاكيزه- اند. از نبى اكرم نقل شده: نكاح سنت من است. هر كس از سنت من دور رود از من نيست.
- دفاع از جان، مال، ناموس و آبرو مورد تأكيد نصوص دينى است. (باب حدود وسائل)
- قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ ... بگو كى (بر شما) زينت خدا را كه براى بندگانش بيرون آورده است، حرام نموده است؟ (نيز) پاكيزههايى از روزى را (كى حرام نموده) بگو اين (زينت و روزى پاكيزه و نعمتها) براى كسانى است كه در زندگانى دنيا ايمان آوردهاند.