جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٩ - ١١ - اتحاديه امت اسلامى
بازارهاى آزاد سرمايهدارى به وجود مىآيد.
ارزشهاى سكولاريسم نجاتدهنده بشريت، مىباشد. تجربيات جنگهاى جهانى اول و دوم، جنگ سرد، فروپاشى شوروى، ظهور قومگرايى در اروپا و ملىگرايى در آمريكا، اختلاف سياسى و فرهنگى در اتحاديه اروپا و جنگ- هاى منطقهاى از كره و ويتنام گرفته، تا جنگ خليج فارس و حمله اخير به عراق اين نظريه را بيش از هر موقع ديگر بىاعتبار كرده است.
امروز تحليلگران غربى كه از جريان جهانشمولى امروزى حمايت مى- كنند، معمولا طرحى از چگونگى تغييرات در دوران مدرن و به اصطلاح پسامدرن عرضه مىدارند. به رغم آنها يكى از نتايج اوليه مدرن همانا جهانشمولى است. اين چيزى است كه بيشتر از انتشار نهادهاى غربى در پهنه گيتى منجر به تخريب ديگر فرهنگها مىشود. جهانشمولىسازى فرآيندى است ناهموار كه هم پيوند مىزند و هم متلاشى مىسازد و اشكال جديدى از وابستگى متقابل مىآفريند كه در آن خبرى از ديگران نيست.
استدلال اين نظرپردازان ماهيتا تناقضآميز است.
اگر جهانشمولىسازى اساس مدرن بودن است، و اگر جهانشمولى كردن فرهنگ غربى، دنياى مستقلى به وجود مىآورد كه در آن كسان ديگرى وجود ندارند، پس چگونه است فرهنگهاى غير غربى در ايجاد شرايط مدرن ذاتا آيندهنگر است و پيشبينى آينده به عنوان جزئى از حال عمل مىكند و نتيجتا منعكس كننده نحوه پيشرفت آينده است، و بنابراين به نحو مؤثرى به مالكيت مطلق درآمده است. مدرن بودن نه تنها تسلط