جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠ - ٨ - آيا جهانى شدن ممكن است؟
٨- آيا جهانى شدن ممكن است؟
اگر جهانى شدن را به معناى طرد اديان، فرهنگها، دولتها، سيستمها و سوق انسانها به سوى يك فرهنگ، دين، دولت واحد جهانى و سيستم يگانهاى فرض كنيم، در شرائط عادى زندگانى در روى كره زمين پس از تشكيل اجتماعات و مدنيتهاى نخستين و گذار از زندگيهاى فردى و يا اجتماعات صد نفرى مثلا، شايد نه سابقه داشته باشد و نه آينده.
در همين قرن بيست و يكم اگر در برمه برويد انسانهاى لخت و عريان را مىبينيد كه حتى حاضر به پوشاندن عورت خود نيستند و باورهاى ذهنى اجداد خود را از همه دستاوردهاى بشر در علوم، اخلاق و ادب اجتماعى بالاتر مىدانند، فكر نكنيد اين افراد روستاييان و بيابانيهاى بىسواد هستند كه بلكه جمعى از آنان از جمله فارغ تحصيلان دانشگاهها مىباشند.
بتپرستى انسانهاى ما قبل تاريخ اگر در عصر ما قداست بيشترى نيافته باشد، ارزش آن در بين صدها ميليون بتپرست كمتر هم نشده است و حتى در خودر آمريكا (چه رسد به هند) فرجپرستى پيروانى دارد و بقاى مسالك خرافى از آيات متعدد قرآن مجيد (به عنوان يك حقيقت تلخ) استفاده مى- شود.