جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٩ - ٦ - رابط غرب با جهان اسلام(بعد از ١١ سپتامبر)
نظريه او را در خصوص تضادهاى بنيادين و ريشهاى بين غرب و عالم اسلام پذيرفت. ملون (٢٠٠١) در نقد نظريه برخورد تمدنهاى هانتينگتون بر اين مبنا تأكيد مىكند كه هانتينگتون موضوع برخورد بين تمدنها و خصوصا بين غرب و اسلام را به صورت اغراقآميز بيان نموده است. از نظر او، خطاى هانتينگتون، مربوط مىشود به نگاه يكسانى كه به كل عالم اسلام داشته و هيچ نوع تمايزى بين فرهنگ عمومى كشورهاى اسلامى و جريانات خاص قائل نشده است.
از نظر ملون، چيزى را كه امروز از آن به بنيادگرايى اسلام نام مىبرند، لزوما نمايندگى عالم اسلام را ندارد و بر فرض جدى بودن چنين پديدهاى و خطرآفرين بودن آن براى غرب، مربوط مىشود به گروه كوچكى از مسلمانان جهان. گروههاى كوچك و افراد خطرناك هم قطع نظر از مليت، دين، نژاد و جنسيت، در همه جهان وجود دارند.
اگرچه ١١ سپتامبر، ابتدا همدردى كل جهان و خصوصا اروپا را با آمريكا به دنبال داشت ولى با اظهار نظرها و اقدامات جنگطلبانه و گرايانه آمريكا به مرور زمان، آمريكا بسيارى از همران اروپايى خود را از دست داد.
اقدام بعدى آمريكا به نوعى رابطه تند اروپا و آمريكا را احياء كرد.
خاطرات جنگ جهانى دوم و روحيه خشونتطلبانه و قدرتمندانه آمريكا دوباره احياء شد. با اين نگاه، شايد عنوان رابطه غرب و جهان غير غرب تعبير دقيقى نباشد و بهتر باشد كه به نوعى رابطه آمريكا و جهان غير آمريكا و خصوصا جهان اسلام را مورد بررسى قرار دهيم. به اين منظور لازم است به