جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٦ - توسعه سكولاريسم
گونه قوانين را هم از بين مىبرد.
قدرت پروتستانها، به نوعى ضعف دين را در حوزه سياسى و اجتماعى به همراه آورد. مىتوان گفت ريشههاى انديشه سكولاريسم با تجربه غربى، مرتبط است با ظهور پروتستانيسم. با نگاهى به جغرافياى دينى جهان مسيحيت، به وضوح مىتوان تفاوت فضاى مذهبى كشورهاى كاتوليك، ارتدوكس و پروتستان را از هم متمايز نمود. در كشورهاى پروتستان، مثل انگلستان و آلمان، توجه به مذهب به معناى مشاركت در مناسك و مراسم دينى كليسايى، حضور مذهب در نهادهاى اجتماعى و برخوردارى از انديشه دينى به صورت بسيار كم رنگترى ديده مىشود. به عبارت ديگر، جهان پروتستان سكولارتر از جهان كاتوليك است. امروز حتى با گذشت پنج قرن از درگيرىهاى طولانى مذهبى در جهان مسيحيت كه منشاء جنگهاى خسارتبار بسيار شده است، ولى همچنان حضور دين در نهادهاى اجتماعى جهان كاتوليك قوىتر از جهان پروتستان هست. ميزان دخالت و نفوذ كليسا در آموزش و پرورش كشورى مثلا جمهورى ايرلند و يا تأثير آنها در اداره بيمارستانها و حتى نفوذ كليسا در برنامههاى تلويزيونى شبكه ١ و ٢ آر تى اى، همچنان حكايت از نقش وسيع اجتماعى كليساى كاتوليك مىكند.
سكولاريسم بيشتر به عنوان روندى كه منجر به تضعيف اقتدار دينى شده است، تعريف گرديده، نه صرفا به عنوان روندى كه موجب تضعيف دين در جامعه شده باشد (چاوس ٧٥٠: ١٩٩٤). در واقع روند سكولار شدن، موجب متمايز شدن و يا به عبارتى جدا شدن دين از نهادهاى اجتماعى مثل