جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥ - ١ - تعريف جهانى شدن
توان آنها را در قالب گذار از سرمايهدارى سازمان يافته به سرمايهدارى بدون سازمان در مقياس جهانى خلاصه كرد، مىباشد.
- در جهانى شدن الگوى فعاليتهاى مختلف بشرى به سوى فراقارهاى و بين منطقهاى شدن در حركت است و جهانى شدن در تمام حوزههاى مدرن در ابعاد مختلف ظهور دارد و يك فرايند چند بعدى است.
- همگرايى جوامع بشرى در حوزههاى اقتصادى و مالى مىباشد و حوزههاى معرفت، دانش، سياست و ... تحت تأثير اين فرايند و پديده قرار دارد.
- فرايندهايى كه به واسطه آنها روابط اجتماعى، كيفيتى اساسا فرامرزى و آنى پيدا مىكند و به گونهاى كه زندگى انسان به طور روز افزون در جهان واحد يك پارچه و بدون محدوديت مكانى و زمانى صورت مىگيرد.
- جهانى شدن اغلب به جاى بين المللى شدن و فراملى شدن به كار مىرود كه به گستره وسيعى از تغييرات اجتماعى، اقتصادى و سياسى دلالت مىكند.
- فرايندى از تحول است كه مرزهاى سياسى و اقتصادى را كم رنگ و ارتباطات را گسترش و تعامل فرهنگى را افزايش مىدهد.
- پديده چند بعدى است كه آثار آن قابل سرايت به فعاليتهاى اجتماعى، اقتصادى، سياسى، حقوقى، فرهنگى، نظامى، فناورى و محيط زيستى است.
- تمام روندهايى كه به واسطه آن، مردم دنيا در جهانى يگانه و يا جامعه واحد جهانى وارد شده و در آن تركيب يافتهاند.