جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩ - ٥ پروسه يا پروژه؟
نيز در اختيار خود گرفتهاند در شرايطى نابرابر، راه بر چشمان ملتهاى فقير مىبندند و از رهآورد اين كورچشمى تحميلىارتباطات يك طرفهدست در جيب رقيب ناتوان مىكنند، آيا مىتوان همچنان خوشبينانه از اعتماد متقابل سخن گفت؟
جهانىسازى و يا جهانگرايى، طرح و مهندسى اجتماعى در سطح كلان سيستمى است كه ايدلوژى هژمونيك غرب را افاده مىكند و با تكيه بر بنيادهاى نيوليبراليسم و پست مدرنيسم، در صدد فراگير كردن شيوه زندگى آمريكايى، غربىسازى انسانها و توزيع فرهنگ مصرف و جنسيت است، بر اساس رويكرد مذكور، غرب سعى دارد با بهرهگيرى از فنآورى ارتباطات ماهوارهاى و رسانههاى ارتباط جمعى و از رهگذر يكسانسازى فرهنگى و يكپارچهسازى ارزشى، فرهنگ جهانى و استعلاى غرب را تحميل و تك هنجارى آمريكا در امپراطورى جهانى را قطعى كند.
در اين ديدگاه، جهانىسازى مفهومى است كه بالضّروره فاعل مىطلبد و آن را يك برنامه از قبل طراحى شده، براى سلطه قدرتهاى برتر مىداند و به آن پروژه اطلاق مىشود، بنابر اين نگاهى توطئهمحور به اين پديده دارد.
پروژه جهانىسازى حاكى از ايدئولوژى و استراتيژى برخورد با پروسه جهانى شدن است و در واقع پاسخى ارادى و مهندسى شده براى برخورد با اين پروسه و واقعيت موجود است به نظر مىرسد پروژه جهانىسازى حاصل برخورد ايدئولوژيك، جهتدار فاعلانه با پروسه جهانى شدن است و بنابر