جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٨ - ٣ - آمريكاگرايى حذف گرايانه و شمول گرايانه
جنگ و مدرنيته: مطالعه تاريخ خشونت در قرن بيستم مىنويسد: در حالى كه انتظار مىرفت، مدرنيته منشأ ظهور عقلانيت صلحآميز باشد، جهان در قرن بيستم شاهد توسعه جنگ و ظهور جنگ صنعتى و جنگهاى بزرگ در جامعه جهانى شد.
همان طور كه تاريخ جنگهاى بزرگ نشان مىدهد بخش بزرگى از جنگهاى بزرگ يا در غرب بوده است يا توسط غرب حمايت و دامن زده شده است (گيدنز، ١٩٨٩). كشته شدن نزديك به صد ميليون انسان در قرن بيستم در اثر جنگ، كه بخش مهمى از آن مربوط به جنگ جهانى اول و دوم مى- باشد، بخشى از خسارتهاى جنگ را بيان مىكند. ديدگاهى كه جنگ را عامل ساخته شدن دولت مىداند (تيلى، ١٩٨٩) ايدئولوژيى را با خود همراه مىكند كه براى دستيابى به قدرت، هيچ نوع مانعى را به رسميت نمىشناسد.
مهمترين سازمان بين المللى يعنى سازمان ملل كه محصول شكستها، خسارتها و بحرانهاى بعد از جنگ جهانى دوم بود نيز در جنگ اخير آمريكا و انگليس با عراق ناديده گرفته شد و البته زير پا گذاشتن قطعنامهها و كنوانسيونهاى بين المللى توسط دولتهاى بزرگ پديده جديدى نيست، منتهى گستردگى و اهميت آن در اين جنگ اخير شايان توجه است.
حذفگرايى آمريكايى به عنوان يك قدرت خشن در قالب جنگها و استفاده از سلاحهاى كشتار جمعى نمود پيدا مىكند و شمولگرايى آمريكايى در قالب قدرت نرم به سكولار كردن فضاى مذهبى و تضعيف قدرت مذهبى به عنوان نيروى اجتماعى كه منشأ شكلگيرى مقاومتهاى