جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٨ - ١ فرايند غربى شدن و شرقى شدن جهان
دين مىپردازد. از منظر جامعهشناسى جهانى است كه امكان مطالعه تغييرات بزرگ نيمه دوم قرن بيستم فراهم مىشود.
تغييرات بزرگى مثل فروپاشى اتحاديه جماهير شوروى و ديوار برلين، (گيدنز، ١٩٩٩) ظهور انقلاب اسلامى ايران و توسعه نهضتهاى اسلامى و دينى در سراسر جهان (عاملى ٢٠٠٢) ظهور دوباره مسيحيت جهانگرا (هيسن، ١٣٨١) و شكلگيرى نهضتهاى اجتماعى بزرگ در قالب فمنيسم، حفظ محيط زيست، طرفدارى از صلح و مخالفت با جنگ، نمونههاى بزرگى از تغييرات اساسى در پرتو جهانى شدن است. ظهور انديشه جهانگرا به عنوان يك توسعه فرهنگى، سياسى و اقتصادى نيز يكى از مفاهيمى است كه با رويكرد جامعهشناسى جهانى قابل مطالعه است. اين انديشه تأثيرات مهمى در ظهور و توسعه ذهنى و عينى غرب، بزرگ شده و شرق بزرگ شده، خواهد داشت.
١: فرايند غربى شدن و شرقى شدن جهان.
فرض محورى نگارنده بر اين قاعده استوار است كه جهانى شدن مطلق به عنوان يك فرايند واحد كه منجر به سلطه غرب بر شرق شود، نگاه افسانهاى و تخيلى به جهانى شدن است، كه نه مبتنى بر شواهد عينى بوده و نه مكان منطقى بر آن مترتب است، بلكه جهانى شدنهاى بسيارى در سطح جهان در حال شكلگيرى است (برگر و هانتينگتون (٢٠٠٢) از محورىترين حلقههاى جهانى شدن روند غربى شدن و شرقى شدن جهان است. شرق در اينجا به عنوان سمبول بازگشت به سنت، معنا و معنويت