جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٦ - ٩ - اسلام و غرب در مدرنيته بزرگ شده(جهانى شدن) مفهوم و رابطه دين و جهانى شدن
در عرصه نخبگان سياسى، اقتصادى و اجتماعى غرب وجود جدى و قوى دارد.
برعكس حوزه نخبگان، در حوزه عمومى و يا فرهنگ عامه از يك طرف، نوعى رهايى از عصبيتهاى قومى نژادى و حتى دينى ملاحظه مى- شود و از طرف ديگر نوعى توجه به ارزشهاى عمومى و فطرى جامعه بشرى در حال احياء شدن است.
نمونه اين ارزشها كه در قالب عدالتخواهى و انسانگرايى نمود پيدا مىكند، در اجتماعات، راهپيمايىها و حتى اعتصابهاى جمعيتهاى بزرگ مسيحى در اعتراض به قتل عام مردم فلسطين و همچنين در اعتراض به حمله آمريكا به عراق ملاحظه مىشود. در عالم اسلام نيز همدردى جهانى در محكوميت حمله تروريستى به برجهاى نيويورك در سطح گسترده، نشان از اين حس جهانى و عموميت يافته دارد، شكلگيرى كمپينهاى مختلف اجتماعى در محافظت از محيط زيست، حمايت از كودكان استثنائى، حمايت از فقراء و بينوايان، مخالفت با الكل، حمايت از خانواده و ... بعد ديگر از شكل گيرى ارزشهاى فطرى در سطح جهان است.
بر اين اساس، نگارنده بر خلاف ساموئل هانتينگتون، عرصه چالش بين تمدنها را در حوزه عمومى نمىداند و بلكه اين چالش را به عنوان يك روند مديريتشده در عرصه نخبگان سياسى، اقتصادى و فرهنگى قلمداد مىكند. اين چالش كه بر يك نگاه خودمحورانه شمولگرايى و يك ديدگاه تنگنظرانه تنگنظرانه حذفگرايى مبتنى است، منشأ تشديد تضادها،