جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١١ - ١١ - اتحاديه امت اسلامى
جهانشمولى آميخته و بر مبناى جهانشمولى پايهريزى شده است.
چهارده قرن قبل پيش از آنكه اصطلاح امروزى جهانىسازى و جهانى شدن و جهانى كردن مطرح، بحث گردد، اسلام براى اولين بار در تاريخ، نه تنها چارچوب، بلكه در مدت بسيار كوتاهى توانست اين جهانشمولى را بر مبناى عقيدتى و ايمان و در بستر و عرصه اجتماعى، سياسى، اقتصادى، علمى و فرهنگى پياده كند. دستورات اسلام جهانشمول است: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ»[١] يعنى ما تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم.
انقلاب اسلامى ايران دو پديده مهم قرن بيستم، يكى بنياد و ساختار نظام ملت، دولت و ديگرى مدرنيته و يا تجدد و نوگرايى غربى را زير سؤال برد و ديد جهانىسازى و جهانى شدن اسلامى را كه فراسوى مرزهاى سياسى، نژادى، ملى و قومى باشد، تقويت و تجسم بخشد. يكى از منابع بزرگ اقتدار در روابط بين الملل تعيين دستور روز است. هر گروهى، هر فردى و هر ملتى كه بتواند دستور روز را تعيين كند، او در دنيا اولويت پيدا مىكند. امروز على رغم مشكلات و موانع بزرگى كه جهت جلوگيرى از گسترش انقلاب اسلامى ايران در جهان ايجاد كردند، اسلام در دستور قرن بيست و يكم قرار گرفته، ولى در عين حال الگوى غالب مدرنيته در نقاب جهانىسازى و جهانى شدن احياء گرديده و ممالكى مانند ايران تنها سنگر مقاومت عليه نظام جهانى شدهاند.
[١] - سوره انبياء، آيه ١٠٧