جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٢ - ٦ - رابط غرب با جهان اسلام(بعد از ١١ سپتامبر)
است كه با هم در چالش مىباشند.
به نظر مىرسد كه سخن بومن بسيار سنجيده است. چرا كه اگر اين قاعده درستى است منشاء تضاد مربوط به تضاد پيامهاست، در كانادا، نروژ و سوئد هم بايد چنين تضادهايى وجود داشته باشد. اعلام مواضعى كه بوش پس از واقعه ١١ سپتامبر كرد و آن را جنگ صليبى جديد دانست، انعكاس نظريه هانتينگتون بود. به عبارتى نظريه، يا با ما هستيد، و يا عليه ما، نيز تند شده حرف فوكوياماست.
سخن بوش به نوعى اعلام تاريخ جديد بر مبناى حاكميت آمريكا بر كل جهان است از همين منظر است كه اين گروه از نظريهها، نظريههاى طرفدار حاكميت آمريكا، نامگذارى شده است.
بعضى از محققين غرب كه جرء حلقه هانتينگتون و فوكوياما محسوب مىشدند، هف اصلى را اسلام قرار دادهاند. پروفسور ريجارد بوليت (٢٠٠١) استاد تاريخ دانشگاه كلمبيا پارا از توصيف روند فراتر گذاشته و معتقد است كه از حادثه گروگانگيرى در ژانويه سال ١٩٨١ كه منجر به زندانى شدن ٤٤٤ روزه ديپلماتهاى آمريكايى در ايران شد، تا حادثه ١١ سپتامبر كه منجر به كشته شدن هزاران نفر گرديد، آمريكا هيچ گونه تغييرى در سياستهاى خارجى خود نداده و به نظر مىرسد كه عمق ماجرا را متوجه نشده است. به نظر او اشكال اصلى در سياستهاى اسلام است و ما بايد همت خود را در تغيير اين سياستها متمركز كنيم. او معتقد است كه تجربه چند صد ساله علوم انسانى بايد به كار گرفته شود تا اسلام و مسلمانان ما را