جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١ - ٨ - آيا جهانى شدن ممكن است؟
اگر حكومتها قابل زوال مىبود، دو سه قرن قبل جز يك حكومت باقى نمانده بود. در حالى كه از نگاه تاريخ به اين نتيجه مىرسيم كه بين افول امپراطوريهاى و توسعه علوم و تكنالوژى و اختراع وسايل مدرن نظامى، رابطه مستقيم وجود دارد، و در دو سه قرن اخير حكومتهاى ملى على رغم ترقى تكنالوژى و نزديك شدن فاصلهها رو به گسترش نهاده است و نشانى از علاقهى دولتها به سوى ادغام يگانگى به چشم نمىخورد. خلافت عثمانى متلاشى شد امپراطورى بريتانيا با تمام خونريزيها و تاكتيكهاى متنوع خود رو به زوال نهاد و امپراطورى شوروى با تمام بمبهاى اتمى، هيدروژنى و پليس مخفى هولانگيزك. گ. بو اعدام دهها ميليون انسان، پس از هفتاد سال از داخل خود فروپاشيد و حتى اتحاد مصر و سوريه دوامى نياورد و اتحاد دوباره دو يمن را بايد يك استثنايى عجيب به حساب آورد.
از همه مهمتر ريشههاى عقايد دينى است كه با آنهمه فشار غير انسانى روسها، پس از فروپاشى شوروى، امروز در قلمرو سابق آنان هزاران مسجد و كليسا دوباره فعال گرديد.
نه غربيها و نه دانشمندان مسلمان نبايد به سادهانديشى جهانى شدن يك نظام واحد بر همه و يا قسمت عمده بشر، مبتلا شوند.
عقايد دينى.
باورها و سلوك اجدادى.
فرهنگهاى خوب و خرافى.