جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - ٢ - تعريف جهانى سازى
عنوان يك پروژه و طرح ارادى مىباشد كه از معرفت به اولى، معرفت به دومى به دست مىآيد.
بحث عمده در باب جهانىسازى جهتدهى به سمت جهانى شدن است كه از نواقص فرهنگى، سياسى و استثمار پاك گردد و براى ملتهاى متعدد كه داراى عقايد و آراى مختلف و منافع خاص به خوداند، قابل قبول باشد. و اين موضوع براى اسلام با يك و نيم ميليارد مسلمان، از اهميت حياتى برخوردار است.
جهانى شدن تا به كجا مىانجامد؟ و سرنوشت آينده آن در اين جهان متلاطم و در حال تحول به كجا مىرسد؟ سؤالى است كه جواب دقيق آن را فعلا نمىتوان داد و بايد منتظر بود كه آينده نزديك يا دور به آن پاسخ روشنى بدهد.
ولى جهانىسازى و يا به عبارت ديگر جهتدهى و طراحى جهانى شدن و جهانى بودن، از هم اكنون يكى از وظايف مهم و خطير دولتها و ملتهاى كوچك و نيمهبزرگ، خصوصا دانشمندان و پژوهشگران است كه در چهارچوب فطرت انسانى، عدالت اجتماعى و توجه به مصالح همگانى راهكارهاى معقول و عملى براى آن پيدا كنند، تا فردا مجبور به روشهاى انفعالى نگردند.
مسلمانان با در نظر داشت ويژگى جهانشمولى اسلام، از همه بيشتر موظفند براى خود و جهان انسانى در اين راستا تلاش ورزند و به وسيله سمينارهاى علمى، مطابق واقعيتهاى عينى و به دور از افراط و تفريط، غرور