جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧١ - ٦ - رابط غرب با جهان اسلام(بعد از ١١ سپتامبر)
سلطهگرا و تكمحورانه جهانى كه مركزيت آن را فرهنگ و تمدن ليبرال دموكراسى آمريكا دارد، مىباشد و به نوعى به تضاد بين جهان آمريكا و جهان پيرامون كه مركزيت آن به لحاظ قدرت تمدنى و سياسى متعلق به عالم اسلام مىباشد. اين نگاه در واقع هم توضيح دهنده جدى بودن تضادهاست و هم بيان كننده اين است كه جهان برتر، اساسا آمريكاست و همه جهان يا بايد تن به استعمار جديد بدهد و يا بايد مقابله كند. اين نگاه به نوعى مرجع جديد جهان را به عنوان مدل تمدنى و فرهنگى به همه جهان معرفى مىكند كه اين جهان مرجع، همان نظام ليبرال دموكراسى آمريكاست.
البته نگاه هانتينگتون نگاهى تلخ، تند و نفرتآلودى است كه همه تمدنها را خونين مىبيند و توجيهكننده چهره خشونت غرب است و نگاه فوكوياما نگاهى اميدوار و آرام كه روند تغيير را در فضايى صلحآميز مىبيند و توجيه كننده چهره صلحآميز غرب است، ولى هر دو ديدگاه مسير تغيير را منتهى به حاكميت آمريكا و نظام ليبرال دموكراسى مىبيند.
از نگاه هانتينگتون واقعه ١١ سپتامبر معلول تضاد جوهرى بين تمدن اسلامى و تمدن مسيحى غرب است. هانتينگتون بر خلاف بومن كه ريشه اين تضادها را بىعدالتى آمريكا نسبت به ملتهاى جهان مىدانست، علت اين برخوردها را پيامدهاى موجود در انديشه دينى و تمدن مسلمين مىداند.
به عبارتى با نگاه هانتينگتون، آمريكا يا مسؤل واقعه ١١ سپتامبر، مسؤول اين گونه برخوردهاى شديد نيستند، بلكه اين معارف فكرى اين دو تمدن