جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٢ - ١٦ - جهانشمولى اسلام به چه معنى؟
إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ[١] اگر ما به سوى كفار فرشتگان را نازل مىكرديم و مردگان با آنان سخن مىگفتند و همه چيز را بر آنان روبرو (با دسته دسته) جمع مىكرديم، ايمان آوردنى نبودند، مگر اين كه خدا مى- خواست، وليكن اكثر آنان جهلاند.»
بنابر اين نه همه دينها و نه اكثر آنها از بين نخواهد رفت. و حتى بعيد به نظر مىرسد كه اكثريت انسانهاى روى كره زمين بر محور دين واحد، چه اسلام و چه غير اسلام و يا بر مسلك واحد چه به زور و چه به رضا جمع شوند.
آنچه كه با ملاحظه اوضاع كنونى ممكن است تحقق بپذيرد، گرايش قسمت مهم مسلمانان به دستورات اسلام در زندگانى دنيا است و نيز نفوذ اسلام در كشورهاى غير اسلامى به طور آهسته و تدريجى با روش و ابزار و با ريزش و رويش كه تا كنون محسوس بوده است (و كمى تندتر) در فرض اجراى برنامههاى معقول و ثمربخش ادامه يابد.
خوشبينانهترين فرض اين است كه در اثر جهانى شدن، دولت واحدى بر همه كره زمين و يا بر قسمت مهمى از آن تشكيل گردد و اسلام دين رسمى آن دولت گردد، هر چند كه پيروان ساير اديان هم در آن كشور نو تأسيس به دينهاى خود عمل نمايند.
[١] - انعام، ١١١/ ضميرهاى آيه هر چند به دستهاى خاص از كفار بر مىگردد و عموم كافران را در بر نمىگيرد، ولى بايد بر اساس تجربه قبول كرد كه اكثر كافران چنيناند و چنان خواهد بود. الا ان يشاء اللّه.