جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨ - ٣ - پيشينه فكر جهانى شدن و جهانى سازى
و خودباختگى، طرحهاى درستى را ارائه دهند تا گذشته از اين كه از آسيب چالشهاى فرهنگى، اقتصادى، سياسى و حقوقى آن در امان بمانند، حداكثر استفاده را ببرند، زيرا جهانى شدن همانند شمشير دوسره است[١] و تنها بيدارى، هوشيارى هوشمندى است كه سرنوشتساز است.
نگارنده در كانفرانس چهار روزه تهران (٢٦- ٢٩/ ٢/ ٨٢) در پايان سخنرانى خود، پيشنهاد كرد در چند كشور ثروتمند اسلامى دانشگاهى جهت زير نظر داشتن جهانى شدن و جهانىسازى معقول، تشكيل و فعال گردد. و كانفرانسهاى سه روزه براى تحقق اين هدف كافى نيست.
٣- پيشينه فكر جهانى شدن و جهانىسازى
جمعى مىگويند: «اصطلاح جهانى شدن به سال ١٩٧٠ و ١٩٧٥ بر مى- گردد كه دو كتابى در اين مورد نوشته شده است، خصوصا كتاب مارشال ملك لوهان به عنوان «جنگ و صلح در دهكده جهانى»
جمعى ديگر نيز آن را به نزديكىهاى نيمه دوم قرن بيستم ميلادى مىرسانند ولى پيدايش فكر مذكور را از پديدههاى مختلف و جداى از هم مىدانند كه به پارهاى از آنها اشاره مىشود:
تشكيل سازمان ملل در سال ١٩٤٥
انتشار كتاب ملك لوهان مذكور.
چاپ كتاب موج سوم الدين تافلر در سال ١٩٧٨.
[١] . به عبارتى نقش دوسويه دارد، هم جنبه مثبت دارد و هم از جنبه منفى و آسيبزا برخوردار است.