جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٠ - ٦ - رابط غرب با جهان اسلام(بعد از ١١ سپتامبر)
رويكردهاى بين المللى نظام سياسى آمريكا بعد از پايان جنگ سرد بپردازيم.
رويكردى كه به نوعى انديشه جهانمحورى آمريكا را دوباره زنده كرد.
ايدئولوژىاى كه از خصيصه استبداد رأى و سلطه برخوردار است. در دوره انتخاباتى بيل كلينتون در سال ١٩٩٢، محور بحثهاى انتخاباتى كلينتون و رئيس ستاد انتخاباتى او آل گور، طرح نظم نوين جهانى و مركزيت بخشيدن به قدرت آمريكا در جهان بود. آل گور به بهانه حفظ محيط زيست كه مقولهاى حقوق بشرى و مورد قبول همه جامعه انسانى است و در واقع نوعى ارزش مشترك جهانى در مورد آن وجود دارد، مسأله ضرورت نظارت جهانى آمريكا را مطرح نمود. او در سخنرانىهاى خود كه تبديل به كتابى تحت عنوان توازن زمين شد، مىگويد: تخريب محيط زيست در هر كجاى كره زمين، به نوعى منشأ تخريب محيط زيست آمريكا است بنابر اين ما ناگزيريم كه كنترل زمين را بر عهده بگيريم.
ديدگاههايى كه آمريكامحورى، آمريكا گرايى و تقسيم جهان را به جهان مركزى و جهان پيرامون تقسيم مىكند، در واقع به نوعى ناظر بر حمايت از همين ديدگاه مىباشد. اين ديدگاه به معناى توسعه جغرافيا و حوزه ژئوپلوتيك آمريكاست. اين نوع نگاه در انديشه و نظريههاى گروهى از متفكرين آمريكا نمود پيدا مىكند، بلحاظ تمدنى و فرهنگى ديدگاههاى هانتينگتون (١٩٩٣) در نظريه برخورد تمدنها، و نظريه بنيامين باربر (١٩٩٦) در خصوص مقابله جهاد و مك دونالد و همچنين فرانسيس فوكومايا (١٩٩٢) در خصوص پايان تاريخ و آخرين بشر، در واقع قرائتهاى ديگر نگاه