جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٤ - ١١ - اتحاديه امت اسلامى
متمايز شود. چنين شكافى بين مردم و دولت، بين جامعه و حكومت در جهانشمولى اسلام و مفهوم امت وجود ندارد.
از دوران قرون وسطى در غرب، به ويژه از دوران سن بنديك و نوشته- هاى سرتوماس مورتا، كارهاى متفكرين سياسى و اجتماعى در قرون هيجدهم و نوزدهم نظير پردون، ماركس، دوتوكويل و ديگران موضوع جامعه مؤيد ارتباط بين انسان و دنياى فيزيكى، رابطه گروهها و پديدههاى طبيعى بوده است. اين موضوع به ابعاد تكنولوژى، سياسى، ديوانسالارى، (بوروكراسى) و حتى زيستشناسى و محيطشناسى (اكولوژى) جامعه مى- پرداخت و بر نظام چند حزبى متمركز بود، ولى هميشه در مهن همبستگى وجوه متفاوت فعاليتهاى انسانى به عنوان يك واحد، ناموفق بود.
امور نظامى، سياسى، اقتصادى، ديوانسالارى و فكرى، همگى از يكديگر مجزا گرديدند. تأكيد بر يكى تعيينكننده منازعه اجتماعى و جامعه- اى به ارث رسيده در ديگرى بود. جوامع با تأكيد بر پديدههاى واحد، نظير دين و يا سياست شناخته شده و يا نامگذارى مىشدند. مثلا موضوع جامعه دينى در غرب تا چه اندازه عكس العمل به عدم كفايت جامعه سياسى بود كه ما در كارها و آثار متفكرين نظريهپردازانى نظير اگوستين، آكوئينس، لوتر، كالوين و كگارد شاهد آن هستيم.
اتحاديه امت اسلامى طبعا بايد از پايين يعنى از رديف مردم، اجتماع و رهبران اسلامى شروع گردد و بعد و بسيج جهانى به خود بگيرد و ... منظور از اتحاديه امت اسلامى پيشنهاد شده در اينجا، امت اسلامى واحدى است