جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤ - جهانى شدن اقتصاد
استشمام كنيم، سادگى خود را به اثبات رسانيدهايم.
دبعد ارتباطى كه بعضى از صاحبنظران از آن به بعد انتقالى نام مى- برند، زيرا اين دانشمندان معتقدند: ارتباطات به مفهوم ارتباطات واقعى است كه رسانههاى دستهجمعى فعلا از آن به دور است و مفهوم انتقالات اعم از راست و دروغ است.
هكاستلز عصر ارتباطات را به مثابه يك نظام اجتماعى دانسته و مى- گويد: اين عصر مثلث از سه ضلع اجتماعى، اقتصادى و فنى است.
بعد اجتماعى آن نظام سرمايهدارى با تضادها و پارادوكسها، روابط اجتماعى و شيوه توليد آن است. بعد اقتصادى آن ناظر به اطلاعاتگرايى و به مثابه شيوه جديد توسعه است. شيوه توليدى كه بر خلاف شيوههاى توليدى ديگر عمدتا تأكيد بر وجود نرمافزارى دارد، تا سختافزارى.
يعنى كشورى كه اطلاعات بيشتر توليد كند و دسترسى به اطلاعات بيشتر داشته باشد توسعه يافتهتر است و بالاخره بعد فنى آن ناظر به تكنولوژى اطلاعات است.
جهانى شدن اقتصاد:
برخى مىگويند: مهمترين جزء جهانى شدن جريان سريع و آزاد سرمايه در عرصه جهانى است.
برخى ديگر به جاى تأكيد بر سرمايه، به نيروى كار توجه نمودهاند و بر اين باورند كه سرمايه به جايى مىرود كه در آنجا نيروى كار نسبتا ارزان و با كيفيت بالا، وجود داشته باشد. از اين رو جهانى شدن به معناى اين است كه