جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٤ - روند بازگشت به دين
يعنى محوريت انسان در مسير ضرورت بازگشت به خدامحورى، مورد سؤال قرار گرفته است و ضرورت خدامحورى به عنوان روندهاى جدى حاكم بر جهان، خصوصا جامعه غرب، مشاهده مىشود. امروز اين انديشه در پايان دادن به خط ظلم و عداوت مطرح گرديد كه ريشه بىرحمى و از نظر او برايون (١٩٩٥) به طور خاص، بيرحمىهاى رايج در آلمان نازيست و اتحاديه جماهير شوروى قديم، ناشى از محور قرار گرفتن خواست انسان در همه امور و شئون زندگى، به عنوان يكى از محورىترين انديشههاى دوره روشنگرى، دانسته شده است.
به نظر اوبرايون ريشه انديشه بيرحمى در جهان، متأثر از دكترين انسان محورى ماركسيستى و سوسياليسم ملىگراست و دليل دوم آن به دور ماندن انسان از سنت الهى بازمىگردد كه منجر به حاكميت انسانگرايى سكولار شد. اوبرايون نتيجهگيرى مىكند كه اين روند منجر به فجيعترين بيرحمى- ها و خشونتها در جامعه بشرى خواهد شد. بنابر اين بشر راهى جز بازگشت به قانون طبيعت، ملاك اخلاق و دين يعى خدا ندارد و الا خودخواهىهاى انسانى، منشأ تضاد و برخورد مانع و كشتارهاى بيشتر خواهد شد.
در عالم اسلام، نيز گرايشهاى وسيع و عميق به دين، ديده مىشود.
تمايلات مذهيب و تعلقات دينى در ميان نسل دومىها و حتى نسل سومى هاى مسلمان در غرب على رغم شرايط متفاوتى كه به لحاظ فرهنگى دارند، بسيار شديد مىباشد. روحيه مقاومت دينى و حفظ هويت دينى به عنوان يك مدل ايدهآل در ميان بسيارى از اقشار مسلمان اروپايى به چشم مىخورد.