جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٣ - روند بازگشت به دين
(مك لافلين و دويدسون، ٤: ١٩٩٤ و روز وريموند، ٢٠٠٣). توجه به سياست معنوى، جنبه ديگرى از بنبستهاى عالم مادى و رجعتهاى جديد است كه بعد از سكولار كردن عرصه سياست و تجربه، بيش از سه قرن غرب، دوباره در غرب ملاحظه مىشود.
در واقع بسيارى از پايانها و بنبستها بر محور دورى از دين تحليل شده است و آغازهاى بعدى به نوعى بيانگر تمايل گسترده به بازگشت به دين در جهان مىباشد. بعضى از محققين مثل استرنس بجرگ (٢٠٠٠) معتقدند حتى در كشورهاى مثل بنى كه سابقه كمونيستى دارند به دنبال روى كار آمدن متيو كريكو ماركسيست در سال ١٩٩٦، با توجه به ضرورتهاى اجتماعى، عناصر بسيارى از ديدگاهها سياستها و اقدامات مذهبى كه به نوع تمايلات بازگشت به مذهب را نشان مىدهد، ملاحظه مىشود.
امروزه حتى تمايل پيوند زدن دوباره دين با علوم تجربى در حوزههاى پزشكى و الهام گرفتن از مذهب و جنبه معنوى براى درمان به عنوان پزشكى جايگزين به صورت بسيار گستردهاى، خصوصا در جبهه اول مدرنيته و جهانى شدن يعنى جوامع غربى ديده مىشود (گيكادا و همكاران، ١٩٩٦ و روى، ٢٠٠). بازگشت به سيستم بانكى بدون ربا، به عنوان دينىترين سخن اقتصادى اسلام و اديان ابراهيمى، خصوصا در غرب در ميان فعالان اجتماعى، تبديل به يك نهضت جدى شده است. نهضت اجتماعى كه معتقد است تمام مشكلات جامعه امروز ناشى از نظام اقتصادى مبتنى بر بهره است (پيدكاك، ١٩٩٢، و كريم، ١٩٩٦) امروز، بنيادىترين اصول دوره روشنگرى