جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨١ - توسعه نهضت هاى دينى
نظريه انقلاب را تحت عنوان نظريه انقلاب دينى مطرح نمود، كه مرجع و الگويى اجتماعى تحولات بعدى در جهان اسلام شد.
به دنبال اين تحول عظيم، مقابله با دينگرايى، در جهان غرب شدت گرفت و به طرق مختلف تلاش كردند تا چهره وحشتناكى از اسلام و ايران معرفى كنند كه آثار اين مواجهه در قالب مقابلههاى خشونتآميز مثل جنگ و ترور نيز ادامه پيدا كرد و اين مقابله همچنان ادامه دارد. ادبيات مربوط به انقلاب ايران ضمن نقدهاى ايدئولوژيك و بعضا پيشداورانهاى كه منعكس كننده ديدگاههاى ماركسيستى، سرمايهدارى، ملى، فمنيستى و همچنين ديدگاه كارگزاران شاه و دولتهاى خارجى كه منافع جدى در ايران داشتند، مىباشد، در عين حال، مجموعه اين ديدگاهها، تأييدى بر تحقق انقلاب مردمى و دينى در ايران نيز به حساب مىآيد (استات، ١٩٨٠، جبارى و اولسون، ١٩٨٠، رضوى، ١٩٨٠، كدى، ١٩٨١، كامروا، ١٩٨٠، هيرو ١٩٨٥، بهنام، ١٩٨٥، آموزگار، ١٩٩١، دفرونز، ١٩٩١، اسفنديارى، ١٩٩٧، رين هارت، ١٩٩٧) اين واقعيت، انقلاب اسلامى ايران را به عنوان مهمترين تغيير اجتماعى در تاريخ انقلابهاى قرن هجدهم كه با انقلاب كبير فرانسه آغاز شد، تا پايان قرن بيستم كه دوره ظهور روندهاى جهانى شدن است، مطرح نمود و آن را به عاملى براى ظهور روندهاى بازگشت به سنت در جهان تبديل نمود. به طور حتم سياستهاى كلان روابط بين المللى بعد از جنگ سرد و اقدامات سياسى آمريكا در منطقه، به صورت وسيع از ظهور انقلاب اسلامى تأثير مىگرفت كه ارتباطهاى بزرگ با دين و به طور خاص اسلام