جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٦ - ١١ - اتحاديه امت اسلامى
قدرت، تغيير و اصلاح در سطح حكمرانان و دولتها باشد و نه بر عكس. زيرا تجربه جوامع اسلامى در چند قرن اخير به خوبى نشان داده است كه هسته- هاى قدرت و احساسات آن در حوزه جوامع اسلامى نهفته است، رهبران مدبر، با ايمان به جهانشمولى اسلامى از ميان مردم برخاستهاند. زيرا قريب به اتفاق دول اسلامى بر پايههاى الگوى ملتدولت غرب بنا شده و با خاص (غير دينى) يا نيمه سكولار و غير مردم و انحصارى كه خود پيوستگى وحدت را از روزنه منافع ملى و طايفهاى و قومى و از ديدگاه فلسفه سياسى مسلط امروز غرب و نظام سيستم حاكم بر جهان آن مىنگرند.
بحران مشروعيت سياسى در ممالك و دنياى اسلام در عصر حاضر در ايجاد تغيير و تحولات وارده به الگوى ملتدولت و يا دولت ملى نيست، بلكه در اصل وجود و تعارض با چنين نظام سياسى مىباشد. به طور خلاصه از نظر ما نظام ملتدولت با فرهنگ سياسى و حكومتى، در سرزمينهاى اسلامى مىباشد.
در جهان امروز ديگر نمىتوان تلقى كلاسيك از روابط بين المللى، يعنى روابط متقابل بين دولتها و زبدگان سياستگذار را، به عنوان تنها بعد اطلاعات سياسى و اقتصادى در نظر گرفت. چيزى كه در اين دوره به ظاهر كنشهاى بين المللى و جهانى به همان اندازه مهم است، ناتوانى كشورهاى به اصطلاح در حال توسعه از جمله ممالك اسلامى در اثرگذارى بر روند پيشرفتهاى كنونى جهانى محسوس مىنمايد. مفهوم متداول امروز جهانشمولى بودن، با مفهوم همگانى يكى نيست. آشنايى با دو نگرش متضاد