جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٧ - توسعه سكولاريسم
نهاد، سياست، نهاد قانونگذارى، نهاد آموزش و پرورش و در يك كليت دين از كليه نهادهاى مدنى جامعه كه مرتبط با شهروندى هستند، مىشود.
اين روند با مرور زمان فرهنگ سكولار را توليد مىكند. به اين معنا كه در مسير زندگى، تجربههاى دينى، ارزشهاى دينى و اعتقادات دينى به مرور محو مىشود. تا جايى كه حتى زبان و ادبيات هم سكولار مىشود. فرهنگ سكولار مبتنى بر يك معرفت فلسفى است كه عقلانيت اجتماعى را از نگاه متافيزيك جدا مىكند و به گونهاى كه در اين روند، دخالت انديشههاى متافيزيك، در تعارض با عقلانيت اجتماعى فرض مىشود.
غير عقلانى تلقى شدن دين، ارتباط نزديكى با آموزههاى غير عقلانى مسيحيت و تحكمهاى دستورى مسيحيت دارد (شجاعى زند، ٣١١: ١٣٨٠).
به نظر مىرسد، دايره سكولار شدن به قلمرو حوزه فردى باز مىگردد. در تعاريف جديد سكولار شدن و يا عرفى شدن (ترجمه دقيقى به نظر نمى- رسد)، عدم حضور دين در عرصه سياسى و اجتماعى، لحاظ شده است و سكولار شدن را به نوعى با ميزان مشاركت در مراسم مذهبى و ميزان اعتقاد به عقايد مذهبى، در ارتباط دانستهاند (گيدنز، ٦٩٨: ٢٠٠١) با اين نگاه، بايد ديد كه جهانى شدن سكولاريسم، با تجربه غربى چگونه خواهد بود.
از آنجا كه جهانى شدن فرهنگ، محور اصلى همه جهانى شدنهاى قلمرو اقتصاد و سياست مىباشد، توسعه فرهنگ سكولار غرب، به نوعى با عرصه اقتصاد و سياست نيز همراهى خواهد داشت. يعنى فرهنگ سكولار، در ارتباط وسيع و عميق با نظام ليبرال دموكراسى انسانمحور سكولار و