جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤ - ٦ آثار منفى جهانى بودن
اين حالت تأثير انكارناپذير بر تدين، دينداران دارد[١]
اثر ديگر آن افزايش روابط اقتصادى و فرهنگى است كه موجب كاهش قدرت و كارآيى حكومتها در سطح دولتملت مىشود و آنان نفوذ بر ايدهها و اجناس اقتصادى از كشورهاى بيرونى را ندارند و لذا سياست داخلى آنان كمرنگتر مىگردد و حتى ممكن است غالبا شركتهاى فراملّيتى از حكومتهاى ملى بزرگتر و مقتدرتر گردد كه در پى آن لازم است، مسئوليتهاى سابق دولتهاى كوچك در دفاع و ارتباطات و اداره اقتصاد ملى مورد تجديد نظر قرار گيرد و در نهايت تحت تأثير اصول بين المللى در آيد.
و علاوه بر آن، دولتها مجبور شوند در قالبهاى برگ قارهاى شبيه اتحاديه اروپا در آيند، زيرا كه با قالب فعلى نتوانند انجام وظيفه نمايند و چنانچه تحول غير منتظرهاى در شرايط حاكم امروزى به وجود نيايد، نظامها به سوى حكومت واحد جهانى پيش بروند.
بعضى نويسندگان پيامدها و آثار منفى جهانىسازى را چنين بر مى- شمارند:
١- تسلط قدرتهاى بزرگ بر روند اقتصاد جهانى، منافع توليد، مبادلات مالى و تجارى، مثلا گفته مىشود پنچصد شركت فرامليتى، هفتاد درصد كل حجم تجارت جهانى را بر عهده دارند و تنها بيست درصد از جمعيت جهان، به صورت خودكفا زندگى مىكنند و هشتاد درصد بقيه نيازمند كمك
[١] - ولى اگر بيدار و فعال باشيم، مىتوانيم دين فطرى خود را به سطح بين المللى تا حدود زيادى گسترش دهيم، شمشير دوسره همين است.