جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٧ - ١١ - اتحاديه امت اسلامى
در عرصه بين الملل كه ظهور جديد ملىگرايى و قومگرايى را در برابر جنبش همه شمول قرار داده است، ضرورى است. از طرفى حركت به سمت منطقهگرايى كه در مرحله اول در يك چارچوب اقتصادى، كه منعكس كننده تكنولوژيها و فرايندهاى توليدى در حال ظهور باشد، بروز كرده است.
كمرنگ شدن حاكميت ملى، افول نظام قدرتى ملتدولت موجوديتهاى نوين دولتهاى حاشيهاى و يا ناحيهاى ابعاد مهم اين پديده مىباشد.
اقدامات پيروزمندانه اسلامى قرن اخير و به ويژه انقلاب اسلامى ايران بهترين نمونه اين جريان بوده و انتقال قدرت در سطح جهانى مىتواند از تجربيات چند دهه اخير بهرهمند شود.
اتحاديه امت اسلامى برعكس اتحاديه اروپا و ساير اتحاديههاى مشابه ملى و منطقهاى و جهانى نمىتواند از آغاز با اتحاديههاى گمركى، مالى، و اقتصادى و حتى سياسى دولتى صورت عمل به خود بگيرد، زيرا پايه جهانشمولى اسلام و استوار بودن آن در سطح بين المللى با ارزشها و اخلاق اسلامى بايد هماهنگ و همراستا باشد.
الگوى جهانشمولى امت اسلامى با الگوى سرمايهدارى امپرياليسم و سكولاريسم امروزى منافات داشته و در دولت مخالف قرار دارند، بحران و كشمكش موقعى به وجود مىآيد كه يك الگو بخواهد خود را بر الگوى ديگر تحميل كند، سلطهگرايى در چارچوب الگوى امت اسلامى ممنوع است.
بحران امروز جهانى و در حقيقت بحران امروزى در غرب اين است كه جهانشمولى مورد حمايت غرب مىخواهد ارزشها و اخلاق خود را بر جوامع