جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٠ - يك موضوع مهم
للحال فالدعاء الى السلم فى حال الاقوائية منهى عنه الا ان يستبعد ذلك بان الميل الى السلم انما او مر به اذا مال الكفار اليها و لم يوم يومر بها ابتداء حتى يتم التقييد المذكور، اذ من المعلوم عدم جنوحهم اليها فى حال ضعف المسلمين، على انه لا ظهور فى الاية فى كون الواو للحال و عليه فتصبح الاية من- الايات المتعارضة دون الشاهده للجمع فلاحظ فان المقام عندى من- المشكلات.[١]
بالاخره به پايان آمدن جنگ به يكى از امور زير است:
١- اسلام آوردن كفار محاربين كه برادران مسلمان ما مىشوند.
٢- قبول پرداخت جزيه از طرف آنان، در فقه اماميه اين امر مخصوص باهل كتاب است و از غير كتابى جز اسلام چيز ديگر قبول نمىشود، ولى در فقه اهل سنت، چنين نيست و ما اقوال ائمه اهل سنت را در فصل يازدهم نقل مىكنيم.
٣- شكست كفار و اسير شدن آنان كه غنايم جنگى به حساب مى آيند.
٤- ترك جنگ و آتش بس در صورتيكه مصالح مسلمين چنين متاركهاى را ايجاب كند.
٥- امان خواستن كفار براى تفكر در پذيرفتن اسلام.
آخرين مطلبى كه در اينجا لازم به تذكر است، اينست كه آيا كشتن كافر (بنابر اينكه فرقى ميان كافر و مشرك درين حكم نباشد) غير پناهنده و غير مستأمن و غير محارب (يعنى كه در جنگى عليه مسلمانان شركت نكرده است) واجب است يا نه؟
بزرگترين دليلى كه بر آن مىشود اقامه نمود، آيه دوم سابق است كه از اوايل سوره توبه نقل شد، ولى مىشود كه ذيل آيه پنجم را قرينه آورد كه مراد از مشركينى كه كشتن آنان واجب شده مشركين مكه و يا مطلق مشركين مهاجم است كه
[١] لاحظ حدود الشريعة فى واجباتها ص ١٥٥ و ص ١٦٤ ج ٣