جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٨ - فصل دوازدهم جهاد در راه مستضعفين
مباركه بر آن دلالت دارد. وجوب يارى رسانيدن در مورد دوم در صورتيكه هجرت واجب نباشد، يعنى در فرضيكه به مجرد نصرت، آنان در انجام وظايف اسلامى خويش آزادى كامل بدست مىآورند، و از جهت ديگرى هم هجرت واجب نباشد، محل ترديد است، چه ممكن است كه بگوييم نصرت آنان درين فرض بر ديگران لازم نيست، بلكه بر خود آنان واجب است كه هجرت كنند، مگر اينكه حكومت اسلامى بقاى آنان را در آن منطقه لازم بدانند[١] و ممكن است كه بگوييم اطلاق آيه دوم (إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ) كمك آنان را واجب مىگرداند، ولى در تحقق اين اطلاق و دلالت، اشكال و نظر است و الله العالم.
بلى بعيد نيست كه يارى دادن آنان در فرضيكه جانشان در خطر تلف شدن و كشتن كفار باشد، از باب حفظ نفس مسلمان واجب گردد.[٢]
كمك رسانيدن در مورد سوم، واجب نيست، و آيه مباركه تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى، دلالت بر وجوب همكارى در كار هاى خوب ندارد، زيرا همكارى مذكور، گاهى واجب است و گاهى مستحب، و لذا حفظ مال و تحصيل حقوق مسلمان بر مسلمانانن ديگر واجب نيست، خلافا لبعضهم فى بعض المقامات منهم الشهيد- الثانى حيث استدل بهذه الاية على وجوب حفظ مال المسلم و ضعفناه فى محله بان الامر فى الاية استعمل فى مطلق الرجحان و الالزم تخصيص الاكثر. بلكه آيه دوم وجوب كمك را با مورد دينى قيد فرموده است (إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ)
[١] و يا هجرت همه ممكن نباشد، مانند مسلمانان افغانستان و فلسطين و غيره كه در اين صورت يارى آنان واجب است و بنا- براين، يارى دادن به مسلمانان افغانى مثلا از دو جهت واجب است. از نظر جهاد فى سبيل الله و مستضعفان.
[٢] براى اثبات وجوب حفظ نفس به جزء سوم حدود الشريعة فى واجباتها( ماده حفظ) مراجعه شود