جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٢ - فصل دهم جهاد دفاعى
فى الحقيقة اعانة لدولة الباطل على مثلها[١].
ملخص كلام ايشان اينست كه هجوم كفار عليه مسلمانان بر سهگونه است ١- هجوم بقصد ضربه زدن بدين مقدس اسلام كه در اين صورت دفاع بر همه مسلمانها واجب است.
٢- هجوم بقصد كشتن مسلمانها و اسير نمودن زدن و فرزند و بردن اموال آنان كه باز هم دفاع واجب است.
٣- هجوم، تنها بقصد گرفتن دولت، و حكومت نمودن بر مسلمان ها بدون قصد ضرر رسانيدن به دين و جان و ناموس و مال مسلمانان[٢] كه درين صورت نبايد براى راندن كفار خود را بكشتن داد زيرا- دفاع از دولتهاى داخلى اسلامى در مقابل دولت كافر خارجى كمك بدولت باطلى در مقابل دولت باطل ديگرى است كه شرعا مشروعيتى ندارد. البته اساس اين نظريه وضع دولتهاى باصطلاح اسلامى كشورهاى اسلامى ميباشد كه هرچند از اسلام و قرآن و خدا، گاهى بزبان ياد ميكنند ولى در مقام عمل هيچ التزام دينى ندارند بلكه همهگونه فسق و عصيان را هم خود بجا مىآورند و هم در ميان مردم ترويج ميكنند، البته كه وضع بد دولتها در زمان اين فقيه متبحر بمراتب خفيفتر از وضع خجالتآور دولت هاى زمان ماست كه در اول كتاب اشاره بسيار مختصرى بآن نموديم.
بهرحال وجوب دفاع در نوع دوم كلام اين دانشمندان را ميتوان اولا از حفظ وجوب جان، و ثانيا از آيه ١٩٢ سوره بقره استفاده نمود؛
[١] ص ٤٧ همان كتاب
[٢] شايد مراد ايشان اين باشد كه باصل اسلام ضررى نميرسانند و بيشتر از حكومتهاى داخلى مرتكب فسق و فجور و اخذ اموال و قتل نفوس نمىشوند وگرنه فرض دولتى كه مانع اجراى احكام شرعى نشود و ظلمى نكند يك فرض ذهنى بوده در خارج تحقق نمىيابد.