جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٧ - يك موضوع مهم
كفر ورزد و به خدا ايمان آورد) ناظر به ايمان باشد كه از ذيل آن نيز فهميده مىشود.[١]
ولى اسلام موقوف بر اعتقاد و تصديق نيست، اسلام عبارت از اقرار و تلفظ به شهادتين و عدم انكار است. جهاد ابتدايى براى اينست كه انسانها بوسيله شهادتين به قانون اسلام تسليم شوند و مخالفت نكنند، وقتى چنين شد ديگر كسى متعرض اقرار كنندگان مذكور نمىشود هرچند كه هنوز اعتقاد باقرار خود نداشته باشند و از همين جاست كه منافقين در جامعهى اسلامى از مصونيت برخوردارند و به جرم عدم اعتقاد جريمه و معاقب نمى- شوند، قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ. بنابرين جهاد اسلامى نمىتواند مردم را مؤمن سازد، چون ايمان اكراهپذير نيست، ايمان بايد از طريق عقل و با رضاى صاحب اعتقاد حاصل گردد، ولى جهاد مذكور زمينهساز ايمان مىشود، وقتى كافر، مسلمان شد مانعى براى تفكر و نظراندازى او در معارف اسلامى وجود نخواهد داشت و بالاخره آهسته آهسته بايمان و اذعان مىرسد.
يك موضوع مهم:
سئوال مهمى كه در اينجا وجود دارد، اينست كه جهاد با كفار تا چه اندازه ادامه دارد؟ تا مسلمان شدن آنان و اقرار، به شهادتين و يا تا تسليم شدن آنان و عدم مزاحمت در راه تبليغ و نشر اسلام؟ اگر فرض شود مردمى بگويند ما با شما مسلمانان سر
[١] بعضى از اساتيد ما فرمودهاند كه مراد از دين مطلق اصول و فروع است و ذيل آيه كه مختص به ايمان و كفر است، قرينهى بر صدر آيه( فى الدين) شده نمىتواند. و مراد از اكراه جبر است يعنى بندگان مجبور نيستند، بلكه مختارند. به نظر نگارنده آيه به موضوع جبر ربطى ندارند و آنچه در متن آمده مناسبتر است.