جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٩ - فصل هجدهم اسيران جنگى
است، (فضرب الرقاب) ولى قطعا كنايه از مجرد كشتن است. و در تمام جنگهاى اسلامى كسى سعى نكرده، شمشير به گردن كفار بخورد!
٥- درباره اسارت مسلمان، هيچ دستورى معتبرى نرسيده از جنگهاى جمل و صفين و نهروان نيز بدليل صحيح السند، چيزى بدست نمىآيد ولى قدر متيقن حضرت امير المومنين از مغلوبين جمل و نهروان اسير نگرفتند بلكه مقتضاى اطلاق لفظى با مقامى آيه بغاة كه در فصل چهاردهم نقل شد اينست كه پس از رجوع نمودن باغيان به فرمان خدا، چيزى بر آنان نيست. و اگر شك شود باز هم اصالة الحربه و عدم اسارت جاى ميشود.
ولى مقتضاى آيه محاربين وجوب اعدام آنان (بيكى ازمه طريقى كه در آيه ذكر شده است) و يا تبعيد آنانست، مگر اينكه گفته شود آيه محاربين نظريه افراد دارد نه به جنگهاى عمومى و دسته جمعى و الله العالم.
بهرحال اصل سئوال اينست كه، مهاجمين مسلمان همانگونه كه ضامن اموال تلف شده و ديه كشتهشدگان (به قتل خطايى) هستند و حتى ولى مقتول مىتواند مهاجم و ياغى قاتل به عمد را قصاص كند، آيا از نظر مفسد بودن و محارب بودن به جزا ميرسد يا نه؟ اگر به آيه محاربين نظر داشته باشيم، بايد شق اول را قبول كنيم. ولى آيه بغاة و عمل امير المومنين، شق دوم را تاييد مىكند. ممكن است اسيران مسلمان را به سه دسته تقسيم كنيم:
(اول) اسيرانيكه به زور وارد ميدان جنگ و جبهات قتال شدهاند، چنانچه امروز غالبا چنين است
(دوم) اسيرانيكه در هجوم و قيام خود، شبههاى داشته اند و قيام خود را حلال مىدانستهاند.
(سوم) اسيرانيكه بدون شبهه و بدون اكراه عليه حق جنگيدهاند.
دو دسته اول محارب و مفسد نبوده و لذا جزايى ندارند و بايد آزاد شوند، دسته سوم كه بدون شك محاربند دليلى در دست