جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٨ - فصل هجدهم اسيران جنگى
چندين سال طول بكشد، مانند جهاد مقدس مسلمانان افغانى كه فعلا هشتمين سال خود را ميگذراند.
٢- اگر در اثناى جنگيكه عده محاربين دشمن مثلا به هزار نفر مىرسد ده هزار كافر بدون اينكه مسلمان شوند تسليم شوند آيا باز هم بنظر علماى ما واجب است آنان را كشت؟ شايد واجب نباشد زيرا آيه مباركه (حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ) ازين مورد منصرف است و بعيد نيست كه امام در آزاد نمودن و فديه گرفتن و برده نمودن آنان مخير باشد و شايد بهترين گواه آن عفو عمومى مردم مكه از جانب پيامبر اسلام (ص) باشد كه اثخانى صورت نگرفت. و فيه تردد و تامل.
٣- مهاجمين كفار مسلما از جمله محاربين و سعىكنندگان در فساد هستند كه جزاى آنان تنها كشتن و بدار آويختن و دست و پا بريدن و تبعيد است در حاليكه مقتضاى اطلاق اين آيه (فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً) عدم جواز كشتن آنانست در حاليكه اين دسته از مهمترين دستههاى محاربين هستند و از نظر قواعد اصول فقه بايد گفت كه بين دو آيه از نسب اربعه منطق، عموم و خصوص من وجه است زيرا آيه محاربين، فرد و جماعت هردو را شامل ميشود، آيه تخيير فرض هجوم كفار و دفاع آنان هردو را دربر ميگيرد، تعارض اطلاق دو آيه در فرض جماعت مهاجمين كافر است كه پس از ختم جنگ اسير ميشوند و علاج اين تعارض محتاج بتفكر و تتبع بيشتر است، ولى اگر آيه محاربين مختص بافراد باشد نه به جنگهاى دسته جمعى اشكال برطرف ميگردد. و الله العالم.
٤- آيا لازمست كشتن كفار اسير بزدن گردن باشد؟ و آيا اصولا كشتن آنان به شمشير باشد؟ تا آنجا كه بخاطرم مانده در باب ديات مشهور علما شمشير را لازم دانستهاند. ولى ظاهرا كشتن به رصاص (فشنگ و كارتوس) حتى در قصاص نيز جايز است، بلى كشتنن اسير واجب القتل و يا كشتن قاتل از روى قصاص و حدود به مواد منفجره جايز نيست. و زدن به خصوص گردن، نيز درباره اسير نيامده و درباره جنگجويان كافر هرچند كه اين عبارت استعمال شده